رنگهای طبیعی به دو دسته تقسیم شده‌اند :

  • دستهٔ اول دسته‌ای که بدون وجود دندانه اساساً جذب پشم نشده یا مقدار جذب آن‌ها بسیار ناچیز می‌باشد؛
  • دسته دوم آن‌هایی هستند که رنگ جذب الیاف می‌گردد اما ثبات آن بسیار کم می‌باشد.

دسته‌ای از گیاهان دارای رنگینه‌هایی با ثبات عالی و متوسط هستند و در رنگرزی سنتی نقش مؤثری دارند. روناس، اسپرک، نیل، گل بابونه، برگ انگورعسگری، چغندر، پوست پیاز، برگ درخت توت، وسمه، گل رنگ، گل جعفری، برگ انجیر، پوست انار، بلوط، پوست گردو، هلیله، سماق، زعفران، جا شیر و غیره از گیاهانی هستند که در ایران یافت شده و از مواد رنگزای آن‌ها در رنگرزی استفاده می‌شده‌است.

  • وسمه : کشت این گیاه توسط انسان دارای قدمت زیادی‌است. به دلیل داشتن زندگانه‌ای آبی و بنفش از عصاره گیاهی آن برای رنگرزی استفاده می‌کنند.
  • روناس : روناس یکی از مهم‌ترین رنگ‌های طبیعی است. شرایط رشد گیاه، نوع دندانه مصرفی و اسیدیته حمام رنگرزی روی رنگ حاصل از روناس تأثیر دارد؛ به همین دلیل جزء رنگ‌های پلی‌کرومیک قرار می‌گیرد. نوع دندانه در زمان رنگرزی بر میزان روشنایی الیاف اثر مستقیم دارد. این رنگ تحت شرایط مختلف رنگرزی رنگ‌های متنوعی را حاصل می‌نماید.

روناس یا روغناس گیاهی است که در بیشتر نواحی به صورت خود رو می‌روید ولی در سالهای اخیر در کرمان، یزد و مازندران کشت می‌شود. ریشه آن کلفت، گوشتی و به رنگ سرخ می‌باشد. نام ماده رنگی آن آلیزارین است.[۴۰] بهترین محل رویش این گیاه زمین‌های کویری و آفتاب گرم مناطق یزد و انارک و کرمان است. این گیاه بومی از گذشته‌های دور در پارچه و لباس و فرش و حتی بعضاً برای رنگ آمیزی مواد خوراکی کاربرد داشته‌است. ماده رنگزای این گیاه در ریشه آن و پوست خارجی و مغز میانی گیاه است. ریشه روناس گاه تا دومتر در خاک فرو می‌رود. هنگام جوانی گیاه ماده رنگ در ریشه گیاه روشن تر و در ریشه‌های کهن تیره تر است؛ کهنه یا تازه بودن روناس را از طعم آن (بوته جوان شیرین تر و بوته‌های کهنه تلخ تر است) می‌توان تشخیص داد. ارزش رنگی روناس بین سالهای ۳تا۷ سالگی آن است و از سال نهم به بعد گیاه ارزش رنگی ندارد. برگ و ساقه روناس برای علوفه دام مصرف دارد. ماده رنگی این گیاه شامل چد ترکیب رنگی به نام‌های آلیزارین (قرمز آجری) و پورپورین (ارغوانی) و روبیادین (بنفش مایل به قرمز) است که بر حسب نوع رشد گیاه بر کیفیت رنگ اثر می‌گذارد. عمل آوردن روناس به این صورت است که ریشه روناس را روزهای آخر پاییز از خاک بیرون آورده شده‌است خشک می‌کنند. رنگ رزان خامه قالی این عمل را با قرار دادن روناس در سایه انجام می‌دادند. سپس روناس خشک شده را به مقداری که بر حسب وزن نخ نیاز است می‌سایند و گاه آن را می‌جوشانند تا ماده رنگی از ریشه جدا و خوب حل شود، سپس تفاله‌ها را از آن محلول جدا می‌کنند. گاه نیز برای جدا کردن قسمت رنگ دار ریشه خرد شده را با روغن چرب می‌کنند و در اثر این عمل پوسته خارجی خرد می‌شود و می‌ریزد. برای بدست آوردن گل روناس (گرد روناس) ریشه روناس را می‌سایند و تبدیل به گرد می‌کنند و سپس با بیست برابر آن آب سرد و سه درصد اسید سولفوریک مدت دو ساعت به هم می‌زنند تا محلول اسید در آن نفوذ کند. آن وقت از پارچه می‌گذرانند. چند بار با محلول رقیق کربنات سدیم و سپس با آب می‌شویند تا اسید آن از بین برود. روناس را در این حال خشک می‌کنند و می‌سایند و تبدیل به گرد می‌کنند که این گرد را گل روناس می‌نامند و معادل ۴۵ تا ۵۰ درصد ریشه روناس است. روناس قابلیت رنگی بسیار انعطاف‌پذیر دارد و در ترکیب با دندانه‌های مختلف و رنگ‌های دیگر نظیر پوست گردو و نیل رنگ‌های بسیار زیبایی از نخودی و نارنجی روشن و قرمز تا رنگ‌های ترکیبی نظیر قهوه‌ای و بنفش و سبز یشمی و سرمه‌ای به دست می‌دهد. علاوه بر رنگ لاکی که یکی از مشهورترین رنگهای فرش دست باف است سرمه‌ای پر طاووسی نیز حاصل استفاده از روناس در رنگ رزی با نیل است.

میزان حلالیت مواد رنگی موجود در گیاه روناس در آب بسیار کم و شاید کمتر از ۱۰٪ است، لذا پساب حاصل از رنگرزی این گیاه رنگی بوده و می‌توان عملیات رنگرزی با پساب را تا چندین مرحله تکرار کرد و شیدهای رنگی روشن‌تری حاصل نمود. روناس در واقع مادهٔ رنگزای روناس ترکیبی‌است به نام آلیزارین که در ریشه آن قرار گرفته‌است. با کم و زیاد کردن درصد دندانه و نوع آن، از این ماده شیدهای قرمز به دست می‌آید.

  • تمشک: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و مصرف خوراکی دارد و جوانه‌های گیاه قسمت رنگ زای آن محسوب می‌شوند و در فصل بهار جمع‌آوری می‌گردد و از آن رنگ خاکستری تیره حاصل می‌گردد.
  • اسپرک (ورث): گیاهی‌است که در تمام نقاط ایران یافت می‌شود. با رنگینه آن انواع رنگ‌های زرد به دست می‌آید مثل طلایی، زرد، زرد طلایی، زرد کدر و شفاف.

این گیاه به صورت خود رو می‌روید و گل‌های اسپرک بیشترین رنگ و ریشه آن کمترین ماده رنگی را دارا می‌باشد.

  • نیل: ایندیگو یا نیل، برای تهیه شیدهای آبی تا سرمه‌ای استفاده می‌شود. گاهی نیل را در جاشیر، همراه با دندانه می‌جوشانند و رنگ سبز می‌گیرند و با افزودن روناس به آ ن رنگ بنفش می‌سازند. از وسمه نیز رنگ آبی به دست می‌آید.
  • مازو: از مازو در صنعت چرم‌سازی، مرکب‌سازی، رنگرزی و نیز پزشکی برای درمان سوختگی‌ها بهره می‌برند. مازوها انواع و رنگ‌های گوناگونی دارند. بهترین مازوها از برخی گونه‌های بلوط (مانند Pedunculate Oak) به دست می‌آید.
  • سرخس وحشی: این گیاه بیشتر در مناطق مرطوب و شمال ایران می‌روید و مادهٔ رنگ‌زایی آن در سر شاخه‌های گیاه یافت می‌شود و از آن رنگ سبز متمایل به زرد و خاکستری به دست می‌آید (رنگ سبز مایل به زرد با رعایت نسبت مواد دندانه بستگی خواهد داشت).
  • پیاز: گیاهی یک ساله که مصرف خوراکی دارد و قسمت رنگ زای آن در پوست نازک یافت می‌شود و از آن رنگ‌های مسی، نارنجی و پوست پیازی حاصل می‌گردد.
  • پوست انار: مانند اسپرک رنگ زرد تولید می‌کند ولی ثبات آن را ندارد. از گل زعفران، برگ مو (در اراک و مناطق مرکزی ایران)، جاشیر (در فارس) و گندل (در لرستان و کردستان و دیگر مناطق غربی ایران) نیز رنگ زرد و نارنجی به دست می‌آید.
  • پوست گردو: گردو درختی است بزرگ و دارای چوب بسیار محکم می‌باشد از پوست سبز رنگ میوه این گیاه برای رنگرزی استفاده می‌شود. به این صورت که به محض رسیدن میوه آن را جدا کرده و خشک کرده و در رنگرزی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پوست به تنهایی رنگ‌های کرم، شتری، قهوه‌ای، می‌دهد و در ترکیب با موادی چون زاج سیاه می‌توان از آن رنگ سیاه به دست آورد و در ترکیب با سولفات آهن خاکستری و مشکی می‌دهد.

ماده رنگزای موجود در پوست گردو ترکیبی‌است به نام جاگلون که با آن انواع شیدهای قهوه‌ای روشن تا مشکی و خاکستری را می‌توان ایجاد نمود. تنوع این رنگ‌ها بستگی به استفاده از دندانه‌ها و مواد کمکی افزوده شده دارد. از گیاه سماق نیز برای تهیهٔ رنگ‌های قهوه‌ای استفاده زیادی می‌شود.

  • جفت: جفت پوسته بین مغز و پوست میوه بلوط است که از آن رنگ بژ به دست می‌آید. از پوست این درخت برای رنگ‌های شتری و قهوه‌ای نیز استفاده می‌شود.
  • توت: درخت توت در مناطق معتدل و گرم می‌روید که میوه آن مصرف خوراکی دارد و برگ‌های آن ماده رنگ زایی دارد و میزان رنگ دهی آن کم است و از آن رنگ سبز مغز پسته‌ای حاصل می‌گردد.
  • بقم (خون سیاوش): بقم درخت خار داری است که نام علمی ان xylon campechianum است. چوب بقم حاوی مادهٔ رنگینی به نام هماتین و هماتوکزیلین است. شیرهٔ حاصله از جوشاندن تنهٔ این درخت را به صورت کریستال یا پودر در اورده و در رنگرزی برای تهیهٔ رنگ‌های بنفش و آبی، سیاه و خاکستری به کار می‌برند. ثبات بقم بنفش در برابر نور بسیار عالی است و در ابریشم و پشم از پنبه ثابت تر است و از سری رنگ‌هایی است که در رنگرزی کاربرد فراوان دارد. در رنگرزی از بقم بنفشهمراه با دندانه‌های مختلف، رنگ‌های ارغوانی روشن، بنفش، خاکستری و مشکی به دست می‌آورند.رنگرزان ایرانی برای به دست آوردن رنگ مشکی خالص از ترکیب بقم بنفش و اسپرک استفاده می‌کنند.
  • زرد چوبه: از گیاهان تیرهی زنجبیل و نام علمی آن curcuma longa است. در رنگرزی زرد چوبه با دندانهٔ زاج سفید، رنگهایی از زرد مایل به سبز تا نارنجی و با دندانهٔ بیکرومات پتاسیم، انواع قهوه‌ای و با املاح آهن، خاکستری تیره مایل به مشکی تولید می‌کند.
  • سماقسماق در رنگرزی با دندانه‌های مختلف رنگهای گوناگون در زمینه‌های تیره تولید می‌کند. از جمله با سولفات اهن رنگ بنفش سیر از خود بر جای می‌گذارد.
  • پوست پیاز: در صورتی که پوست خشک پیاز به مقدار لازم جوشیده شده، به منظور ثبات رنگ، مقداری نمک به آن اضافه شود، رنگی موسوم به پیازی که متمایل به قهوه‌ای است به دست می‌آید. برای به دست آوردن طیفی از رنگهای قهوه‌ای تا سیاه، از مقداری مازو در ترکیب با پوست پیاز می‌توان استفاده کرد. به همراه زاج سفید و به صورت جوشانده از پوست پیاز برای رنگرزی الیاف استفاده می‌شود؛ و حدوداً ۲ ساعت آن را می‌جوشانند. رنگ مسی و نارنجی نیز با افزودن آب سنگین و مقداری دندانه کروم حاصل شده، به همراه پوست پیاز می‌توان نمک طعام و سماق استفاده نمود.
  • قرمزدانه : این ماده از حشره‌ای به نام کفشدوزک یا قرمزدانه که با رنگ‌های سیاه، خاکستری، نقره‌ای یا قرمز در طبیعت تهیه می‌شود. این حشره اغلب بر روی درختان بلوط، سرو، کاج و کاکتوسزندگی می‌کنند. در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای جنوبی فراوان است. قرمزدانه را خشک کرده و به صورت پودر در آب و اسیدهای معدنی حل می‌کنند. حاصل، رنگ قرمز خوبی‌است که اگر به جای اسید از ماده‌ای قلیایی استفاده شود رنگ بنفش به دست می‌آید و از ترکیب با رنگ‌های گیاهی، انواع شیدهای رنگی تولید می‌کند. معروفترین قرمزدانه‌ها؛ قرمزدانه نپال و کاسیل (مکزیک) است. نام علمی این رنگ اسید کارمینیک است. انواع قرمزدانه عبارتند از: قرمزدانه هندی، لهستانی، مکزیکی، ارمنی، کرم ورمیلو. برای دندانه قرمزدانه از آب زرشک، قارا و آب انگور استفاده می‌کنند. به‌طور کلی قرمزدانه مادهٔ اولیهٔ رنگهای گُلی تا قرمز آتشی می‌باشد و در نوع خود از بهترین رنگ‌های حیوانی محسوب می‌شود. این رنگ یاقوتی بسیار زیبا که عمدتاً در شرق ایران و نواحی کرمان و خراسان و در برخی فرش‌های کاشان و گاه بیجار استفاده می شده‌است، از این حشره است برخی مدارک تاریخی و افسانه‌ها حکایت از آن دارد که نوعی از این حشره به شکل کرم قرمز رنگی (به نام‌های کرم کرمز و قرمز که نام کرمان را هم منسوب به آن می‌دانند ) در ایران وجود داشته و به صورت رنگ صادر می شده‌است. در گذشته کشت نوعی از این حشره د ر کناره‌های خلیج فارس و بلوچستان رایج بوده و هم‌اکنون نیز نوعی ازاین حشره در سواحل جنوبی ایران یافت می‌شود ولی ارزش رنگی ندارد.

به علت آنکه کل بدن حشره قرمز دانه رنگ است به سهولت پودر می‌شود یا به صورت خمیر یا لاک استفاده می‌شود. در آب سرد به میزان کم و در آب گرم به میزان بیشتری حل می‌شود. بازده رنگرزی با قرمز دانه بسیار بالاست. قرمز دانه در مقابل ترکیبات فلزی تغییرات رنگی بسیار جالبی از صورتی روشن تا ارغوانی و بنفش تیره از خود نشان می‌دهد. این زمان به خاطر بهای گران قرمز دانه کاربرد آن در رنگرزی کم شده‌است ولی ارزش بسیار بالای فرش‌هایی که در گذشته با قرمز دانه رنگ شده‌است احیای مجدد استفاده از این رنگ را توجیه پذیر می‌سازد.

  • بز غنج یا بز غنج دانه: پوست یک نوع پستهٔ کوهی است، از این ماده برای مواد اولیه رنگ خاکستری تامشکی به‌شمار می‌آید. در این پوست مادهٔ تانن وجود دارد که برای دندانه برای تثبیت قرمز دانه استفاده می‌شود.
  • برگ مو : از برگ مو رنگ زرد بدست می‌آید. لکن از مواد اولیه برای بدست آوردن رنگ‌های چمنی، سبز سیر و زرد لیمویی نیز می‌باشد.
  • زعفران: این گیاه در قائنات، تربت، کاشمر و اصطهبانات کشت می‌شود و از آن رنگ زرد بدست می‌آید لکن به جهت گرانی این ماده کمتر در رنگرزی استفاده می‌شود.